آتش افکند در جهان جمشید
از پس چار پرده چون خورشید
شاعر در این شعر به وصف عشق و جاذبههای آن میپردازد. اشاره به جمشید و آتش به نشانهی روشنی و شناخت دارد. او تأکید میکند که عشق، حالت و روحی خاص دارد که متفاوت از حالتهای دیگر است و در آن ترس و ناامیدی وجود ندارد. وقتی که زندگی به عشق متصل میشود، انسان جاودانه میگردد. همچنین به عروسی آسمانی اشاره میکند که تنها انبیا خبر آن را داشتند، و در نهایت به شمس تبریز به عنوان نماد عشق و زیبایی اشاره میکند و طلب جان بخری از خسروان مینماید. در کل، شعر حول محور عشق، نور و جاودانگی میچرخد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آتش افکند در جهان جمشید
از پس چار پرده چون خورشید
خنک او را که شد برهنه ز بود
وای آن را که جست سایه بید
دل سپیدست و عشق را رو سرخ
زان سپیدی که نیست سرخ و سپید
عشق ایمن ولایتیست چنانک
ترس را نیست اندر او امید
هر حیاتی که یک دمش عمرست
چون برآید ز عشق شد جاوید
یک عروسیست بر فلک که مپرس
ور بپرسی بپرس از ناهید
زین عروسی خبر نداشت کسی
آمدند انبیا به رسم نوید
شمس تبریز خسرو عهدست
خسروان را هله به جان بخرید