گر تو را بخت یار خواهد بود
عشق را با تو کار خواهد بود
این شعر به بیان اهمیت عشق و اثرات آن بر زندگی انسان میپردازد. شاعر میگوید که اگر بخت یار باشد، عشق در زندگی فرد نقش مهمی خواهد داشت و زندگی بدون عشق ارزشی ندارد. او اشاره میکند که هر لحظهای که بدون عشق سپری شود، موجب شرمساری انسان خواهد بود. حتی رنج و فقر هم اگر با عشق همراه باشد، به افتخار تبدیل میشود. در پایان، شاعر تأکید میکند که عشق، انسان را از وضعیتهای پست و ناامیدی نجات میدهد و به او معنا و هدف میبخشد. عشق به عنوان نیرویی قدرتمند در زندگی معرفی شده که میتواند روح را آزاد کرده و انسان را به اوج برساند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر تو را بخت یار خواهد بود
عشق را با تو کار خواهد بود
عمر بیعاشقی مدان به حساب
کان برون از شمار خواهد بود
هر زمانی که میرود بیعشق
پیش حق شرمسار خواهد بود
هر چه اندر وطن تو را سبکست
ساعت کوچ بار خواهد بود
بر تو این دم که در غم عشقی
چون پدر بردبار خواهد بود
فقر کز وی تو ننگ میداری
آن جهان افتخار خواهد بود
تلخی صبر اگر گلوگیر است
عاقبت خوشگوار خواهد بود
چون رهد شیر روح از این صندوق
اندر آن مرغزار خواهد بود
چون از این لاشه خر فرود آید
شاه دل شهسوار خواهد بود
دامن جهد و جد را بگشا
کز فلک زر نثار خواهد بود
تو نهان بودی و شدی پیدا
هر نهان آشکار خواهد بود
هر کی خود را نکرد خوار امروز
همچو فرعون خوار خواهد بود
هر که چون گل ز آتش آب نشد
اندر آتش چو خار خواهد بود
چون شکار خدا نشد نمرود
پشهای را شکار خواهد بود
هر که از نقد وقت بست نظر
سخرهای انتظار خواهد بود
هر که را اختیار کردش عشق
مست و بیاختیار خواهد بود
هر که او پست و مست عشق نشد
تا ابد در خمار خواهد بود
هر که را مهر و مهر این دم نیست
اشتری بیمهار خواهد بود
در سر هر که چشم عبرت نیست
خوار و بیاعتبار خواهد بود
بس کن ار چه سخن نشاند غبار
آخر از وی غبار خواهد بود
شمس تبریز چون قرار گرفت
دل از او بیقرار خواهد بود