غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷۳

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صوفیان در دمی دو عید کنند

عنکبوتان مگس قدید کنند

۲

شمع‌ها می‌زنند خورشیدند

تا که ظلمات را شهید کنند

۳

باز هر ذره شد چو نفخه صور

تا شهید تو را سعید کنند

۴

چرخ کهنه به گردشان گردد

تا کهنه‌هاش را جدید کنند

۵

رغم آن حاسدان که می‌خواهند

تا قریب تو را بعید کنند

۶

حاسدان را هم از حسد بخرند

همه را طالب و مرید کنند

۷

کیمیای سعادت همه‌اند

در همه فعل خود بدید کنند

۸

کیمیایی کنند همه افلاک

لیک در مدتی مدید کنند

۹

وان هم از ماه غیب دزدیدند

که گهی پاک و گه پلید کنند

۱۰

خنک آن دم که جمله اجزا را

بی ز ترکیب‌ها وحید کنند

۱۱

بس کن این و سر تنور ببند

تا که نان‌هات را ثرید کنند

بازگشت به سروده‌های مولانا