عاشقانی که باخبر میرند
پیش معشوق چون شکر میرند
در این شعر، شاعر به توصیف حالات و ویژگیهای عاشقان واقعی میپردازد. او میگوید که عاشقان با علم و آگاهی به معشوق خود میرسند و از زندگی واقعی و معنوی بهرهمند میشوند. آنها از مرگ و فنا فاصله میگیرند و به نوعی حیات جاودانه دست پیدا میکنند. شاعر عاشقان را با انسانهای عادی مقایسه میکند که در تاریکی و ناآگاهی زندگی میکنند و به دور از عشق، به سرنوشت خود resign میشوند. در حالی که عاشقان از دنیای مادی به سمت حقیقت و عشق الهی پرواز میکنند، کسانی که به عشق اعتقاد ندارند به عذاب و فنا میرسند. همچنین اشاره میکند که عاشقان، لذت و نور را در عشق تجربه میکنند و برعکس، بیعشقها در تاریکی و فقر روحی زندگی میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاشقانی که باخبر میرند
پیش معشوق چون شکر میرند
از الست آب زندگی خوردند
لاجرم شیوه دگر میرند
چونک در عاشقی حشر کردند
نی چو این مردم حشر میرند
از فرشته گذشتهاند به لطف
دور از ایشان که چون بشر میرند
تو گمان میبری که شیران نیز
چون سگان از برون در میرند
بدود شاه جان به استقبال
چونک عشاق در سفر میرند
همه روشن شوند چون خورشید
چونک در پای آن قمر میرند
عاشقانی که جان یک دگرند
همه در عشق همدگر میرند
همه را آب عشق بر جگر است
همه آیند و در جگر میرند
همه هستند همچو در یتیم
نه بر مادر و پدر میرند
عاشقان جانب فلک پرند
منکران در تک سقر میرند
عاشقان چشم غیب بگشایند
باقیان جمله کور و کر میرند
و آنک شبها نخفتهاند ز بیم
جمله بیخوف و بیخطر میرند
و آنک این جا علف پرست بدند
گاو بودند و همچو خر میرند
و آنک امروز آن نظر جستند
شاد و خندان در آن نظر میرند
شاهشان بر کنار لطف نهد
نی چنین خوار و محتضر میرند
و انک اخلاق مصطفی جویند
چون ابوبکر و چون عمر میرند
دور از ایشان فنا و مرگ ولیک
این به تقدیر گفتم ار میرند