غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد

زعفران لاله را حکایت کرد

۲

چون جدا گشت عاشق از معشوق

نیمه‌ای خنده بود و نیمی درد

۳

سست پایی بمانده بر جایی

پاک می‌کرد از رخ مه گرد

۴

دست می‌کوفت نیز می‌لافید

کاین چنین صنعتی کسی ناورد

۵

صعوه پرشکسته‌ای دیدی

بیضه چرخ زیر پر پرورد

۶

باز شد خنده خانه این جا

رو بجو یار خنده‌ای ای مرد

۷

ناز تا کی کنند این زشتان

بازگونه همی‌رود این نرد

۸

جفت و طاق از چه روی می‌بازند

چون ندانند جفت را از فرد

۹

بهل این تا به یار خویش رویم

آنک رویش هزار لاله و ورد

بازگشت به سروده‌های مولانا