سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
از گل و زعفران حکایت کرد
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و جدایی میپردازد. سیبکی با نیم سرخ و نیم زرد نماد عاشق و معشوق است که هر کدام نشانههایی از عشق و درد جدایی را به نمایش میگذارند. معشوق با ناز و زیبایی خود را نشان میدهد، در حالی که عاشق از عشق رنج میبرد. شعر همچنین به این نکته اشاره دارد که معشوق و عاشق در واقع دو روی یک سکهاند، و جدایی آنها تنها به خاطر عشق عمیقشان است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق واقعی مانند خورشید و سایه است و بدون هم نمیتوانند وجود داشته باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
از گل و زعفران حکایت کرد
چون جدا گشت عاشق از معشوق
برد معشوق ناز و عاشق درد
این دو رنگ مخالف از یک هجر
بر رخ هر دو عشق پیدا کرد
رخ معشوق زرد لایق نیست
سرخی و فربهی عاشق سرد
چونک معشوق ناز آغازید
ناز کش عاشقا مگیر نبرد
انا کالشوک سیدی کالورد
فهما اثنان فی الحقیقه فرد
انه الشمس اننی کالظل
منه حر البقا و منی البرد
ان جالوت بارز الطالوت
ان داوود قدروا فی السرد
دل ز تن زاد لیک شاه تنست
همچنانک بزاید از زن مرد
باز در دل یکی دلیست نهان
چون سواری نهان شده در گرد
جنبش گرد از سوار بود
اوست کاین گرد را به رقص آورد
نیست شطرنج تا تو فکر کنی
با توکل بریز مهره چو نرد
شمس تبریز آفتاب دلست
میوههای دل آن تفش پرورد