رسم نو بین که شهریار نهاد
قبله مان سوی شهر یار نهاد
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیها و عظمت محبوب (شهر یار) میپردازد. او میگوید که قلب عاشقان را به خاطر جمال محبوب تحت تاثیر قرار میدهد و دلهای بیقرار را آرامش میبخشد. همچنین، شاعر از زیباییهای طبیعی و روحی دوری میکند و با اشاره به بنفشه و گلها، به قدرت عشق و جذابیت محبوب اشاره دارد. همچنین، نحوه عشق ورزی و انتظار عاشقان را توصیف میکند و به نقش محبوب در وجود خود و دیگران اشاره میکند. در نهایت، شاعر عشق و نور شمس تبریزی را به عنوان تجلی این زیبایی و عشق معرفی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رسم نو بین که شهریار نهاد
قبله مان سوی شهر یار نهاد
نقد عشاق را عیار نبود
او ز کان کرم عیار نهاد
گل صدبرگ برگ عیش بساخت
روی سوی بنفشه زار نهاد
هر که را چون بنفشه دید دوتا
کرد یکتا و در شمار نهاد
بی دلان را چو دل گرفت به بر
سرکشان را چو سر خمار نهاد
منتظر باش و چشم بر در دار
کو نظر را در انتظار نهاد
غم او را کنار گیر که غم
روی بر روی غمگسار نهاد
کس چه داند که گلشن رخ او
بر دل بیدلم چه خار نهاد
از دل بیدلم قرار مجوی
کاندر او درد بیقرار نهاد
آهوان صید چشم او گشتند
چونک رو جانب شکار نهاد
آن زره موی در کمان ز کمین
تیرهای زره گذار نهاد
خویشتن را چو در کنار گرفت
خلق را دور و برکنار نهاد
رحمتش آه عاشقان بشنید
آهشان را بس اعتبار نهاد
در عنایات خویششان بکشید
جرمشان را به جای کار نهاد
نور عشاق شمس تبریزی
نور در دیده شمس وار نهاد