ز جان سوختهام خلق را حذار کنید
که الله الله ز آتشرخان فرار کنید
این شعر هشدار میدهد که از آتش عشق و جذبههای آن بپرهیزید و از آن فرار کنید، چرا که این عشق باعث بیقراری انسان میشود. همچنین تاکید میکند که کسی که کند و کاهل باشد به حقیقت نخواهد رسید و باید در پی عشق و تلاش باشد. شاعر یادآور میشود که سفر به سمت حقیقت و معنویت نیازمند ترک دنیا و تعلقات مادی است و به جای آن، باید در جستجوی ارزشها و بزرگیها بود. در نهایت، شاعر به عشق و محبت به شمس تبریزی اشاره میکند که نمایانگر کمال و معنویت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز جان سوختهام خلق را حذار کنید
که الله الله ز آتشرخان فرار کنید
که آتشِ رُخِشان خاصیت چنین دارد
که هر قرار که دارید بیقرار کنید
دلی که کاهل گردد نداش میآید
که زنده است سلیمان عشق کار کنید
مباش کاهل کاین قافله روانه شدست
ز قافله بممانید و زود بار کنید
چهارپای طبایع نکوبد این ره را
به ترک خاک و هواها و آب و نار کنید
غنیست چشم من از سرمه سپاهانی
ز خاک تبریز او را مگر نثار کنید
بزرگی از شه ارواح شمس تبریزست
وجودها پی این کبریا صغار کنید