کسی خراب خرابات و مست میباشد
از او عمارت ایمان و خیر کی باشد
در این شعر، شاعر به حالت خود که به عنوان "خراب خرابات" و "مست طاعت حق" توصیف میکند، میپردازد. او بیان میکند که بخشودگی و ایمان در درونش وجود دارد، اما این حالت او شبیه به عمارتی خراب و بیسر و سامان است. شاعر همچنین اشاره میکند که درختان زهد با شراب روحانی شکوفه میزنند، نه شرابی که به فساد ومادیات مربوط باشد. در انتها، او به دیدگاههای سطحی و محدود از هستی و وجود اشاره میکند و تصویر روشنتری از حقیقتی فراتر از زمان و مکان ارائه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی خراب خرابات و مست میباشد
از او عمارت ایمان و خیر کی باشد
یکی وجود چو آتش بود نباشد آب
محال باشد یک مه بهار و دی باشد
منم خراب خرابات و مست طاعت حق
درون شهر معظم ز نیک و بیباشد
عمارتیست خراباتیان شهر مرا
که خانههاش نهان در زمین چو ری باشد
شکوفههاست درختان زهد را ز شراب
نه آن شراب که اشکوفههاش قی باشد
چو هست و نیست مرا دید چشم معتزلی
بگفت دیدم معدوم را که شیء باشد
به سایهها و به خورشید شمس تبریزی
که بیمکان و زمان آفتاب و فی باشد