دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
مه مصور یار و مه منور عید
این شعر درباره اهمیت و زیبایی عید و جشنهاست. ماههایی که به عید منتهی میشوند، نماد شادی و سرور هستند و هر دو ماه به هم مرتبطاند. شاعر به تشبیه مردم به صدف میپردازد، که اگرچه در ظاهر شاد هستند، اما از عمق شادی و معنای عید بیخبرند. روز عید پیامآورانی وجود دارند که دلها را به سمت عید جذب میکنند. در این روز، باید به خوبیها فکر کرد و به یاد اعمال نیک بود. در نهایت، شاعر به قربانی کردن گاو در روز عید بهعنوان نمادی از فداکاری و قدردانی اشاره میکند و این مفهوم را به تصویر میکشد که روز عید فرصتی برای نزدیکی به خداوند و خوشنودی اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
مه مصور یار و مه منور عید
چو هر دو سر به هم آوردهاند در اسرار
هزار وسوسه افکندهاند در سر عید
ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف
ولیک همچو صدف بیخبر ز گوهر عید
ز عید باقی این عید آمدهست رسول
چو دل به عید سپاری تو را برد بر عید
به روز عید بگویم دهل چه میگوید
اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید
قراضه دو که دادی برای حق بنگر
جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید
وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد
می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید
از این شکار سوی شاه بازپر چون باز
که درپرید به مژده ز شه کبوتر عید
تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن
که تا بری به تبرک هلال لاغر عید
وگر نکردی قربان عنایت یزدان
امید هست که ذبحش کند به خنجر عید