بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
این شعر به بیان حال و هوای عاشقانه و سرور اشاره دارد. شاعر به محبوب خود اشاره میکند و میگوید که زمان مناسبی برای شکستن توبهها و محدودیتها فرارسیده است. وی به دوستان خود میگوید که در این زمان شادابی و مستی باید از غمها دور شوند و تنها به خوشی بپردازند. همچنین، شاعر به اهمیت عشق و حلقه عشاق اشاره میکند و میگوید که برای عشق واقعی باید از دیگران متمایز بود. در پایان، او بر این نکته تاکید میکند که نباید به ظواهر توجه کرد، زیرا در حقیقت، افراد مختلف با وجود ظاهری زیبا، ممکن است درونی بیارزش داشته باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم
که غمزههای دلارام طبل حسن زنند
چو یار مست خرابست و روز روز طرب
به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند
به گوش هوش بگفتم به آب روی برو
که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند
ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش
کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند
بگیر مطرب جانی قنینه کانی
نواز تنتن تنتن که جمله بیتو تنند
مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق
که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند
به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست
همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند
به جان جمله جانها که هر کش آن جان نیست
همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست
خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند