دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید
در این شعر، شاعر به arrival بهار اشاره میکند و به زیباییهای فصل از جمله گلها و شکوفهها میپردازد. سرما و دود رخت بر بسته و بهار با رنگ و بویی تازه، به باغ و طبیعت رونق داده است. خورشید دوباره طلوع کرده و حال و هوای شادی و نشاط بر دلها حاکم شده است. شاعر از عشق و دلباختگی صحبت میکند و وضعیت خوشایند زندگی را توصیف میکند. طبیعت در این فصل پر از زندگی و شکوفایی است و وقایع شاداب در حال وقوع هستند. بهطور کلی، این شعر به زیبایی بهار و تاثیر آن بر روح و نفس انسانها میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید
زحمت سرما و دود رفت به کور و کبود
شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید
باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست
لطف خدا یار شد دولت یاران رسید
آمد خورشید ما باز به برج حمل
معطی صاحب عمل سیم شماران رسید
طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را
همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید
بر مثل وام دار جمله به زندان بدند
زرگر بخشایشش وام گزاران رسید
جمله صحرا و دشت پر ز شکوفهست و کشت
خوف تتاران گذشت مشک تتاران رسید
هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار
آمد میر شکار صید شکاران رسید
آن گل شیرین لقا شکر کند از خدا
بلبل سرمست ما بهر خماران رسید
وقت نشاطست و جام خواب کنون شد حرام
اصل طربها بزاد شیره فشاران رسید
جام من از اندرون باده من موج خون
از ره جان ساقی خوب عذاران رسید