روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید
در این غزل، شاعر با استفاده از تمثیلها و تصویرسازیهای زیبا، به بیان عشق و زخمهای روحی ناشی از آن میپردازد. او به زیباییهای ظاهری معشوق و در عین حال به زهرآگینی که در دل دارد، اشاره میکند. شاعر خود را مهمان عشق میداند و به مشکلاتی که در این مسیر تجربه کرده، از جمله درد و رنج ناشی از عشق و خیانت میپردازد. در نهایت، تضاد و تضارب احساسات او را به مسئلههایی مانند وفاداری و فریبکاری میکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید
من شده مهمان تو در چمن جان تو
پای پر از خار شد دست یکی گل نچید
ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت
خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید
با تو موافق شدم با تو منافق شدم
بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید