تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
در ده شراب و واخرام از بیم و از امید
در این شعر، شاعر به احساسات متناقض خود اشاره میکند که از بیم و امید ناشی شدهاند. او به تدریج به مسائلی چون عشق، نوشیدن شراب، و نیاز به آرامش میپردازد. تصاویر و نمادهای مذهبی، مانند کشتی نوح و آب کوثر، در کنار احساسات انسانی او به کار رفتهاند. شاعر از جام آتشین اندیشهها و رنگ و بویی که به او احساس زندگی میدهد سخن میگوید و در نهایت، به درخواست حفاظت از خود در برابر آسیبها و نگهداشتن امید در زندگی اشاره دارد. این شعر به خوبی تنش بین ترس و امید را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید
در ده شراب و واخرام از بیم و از امید
پیش آر جام آتش اندیشه سوز را
کاندیشههاست در سرم از بیم و از امید
کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست
بنما که زیر لنگرم از بیم و از امید
آن زرِّ سرخ و نقدِ طرب را بده که من
رخسار زرد چون زرم از بیم و از امید
در حلقه ز آنچ دادی در حلق من بریز
کآخر چو حلقه بر درم از بیم و از امید
بار دگر به آب ده این رنگ و بوی را
کاین دم به رنگ دیگرم از بیم و از امید
ز آبی که آب کوثر اندر هوای اوست
کاندر هوای کوثرم از بیم و از امید
در عین آتشم چو خلیلم فرست آب
کآذر مثال، بتگرم از بیم و از امید
کوری چشم بد تو ز چشمم نهان مشو
کز چشمها نهانترم از بیم و از امید
در آفتاب روی خودم دار زانک من
مانند این غزل ترم از بیم و از امید