گر عید وصل تست منم خود غلام عید
بهر تست خدمت و سجده و سلام عید
این شعر به شادی و زیبایی وصال محبوب اشاره دارد و از عشق و ارادت شاعر به معشوقهاش سخن میگوید. شاعر خود را غلام محبوب میداند و برای او سجده و سلام میکند. نام محبوب که بر دلش سردی میافکند، در واقع نشاندهندهی حلاوت و شادی است. شاعر انتظار وصال محبوب را دارد و به توصیف زیباییهای او میپردازد. او همچنین دربارهی خوشبختی و سعادت ناشی از این وصال سخن میگوید و در اشعارش به تصاویری از زیباییهای محبوب میپردازد. در نهایت، شاعر از شراب عشق و شادابی ناشی از وصال میگوید و به عظمت و جلال محبوب اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر عید وصل تست منم خود غلام عید
بهر تست خدمت و سجده و سلام عید
تا نام تو شنیدم شد سرد بر دلم
از غایت حلاوت نام تو نام عید
ای شاد آن زمان که درآید وصال تو
تا ما ز گنج وصل تو بدهیم وام عید
تا آفتاب چهره زیبات دررسید
صبحی شود ز صبح جمال تو شام عید
در یمن و در سعادت و در بخت و در صفا
ای پرتو خیال تو بوده امام عید
ای سجدهها به پیش درت واجبات عید
وی دیده خویشتن ز تو قایم خرام عید
جام شراب وصل تو پر کن ز فضل خود
تا کام جان روا شود از جام و کام عید
اندر رکاب تو چو روانها روا شوند
در وی کجا رسد به دو صد سال گام عید
آمد ز گرد راه تو این عید و مژده داد
جانم دوید پیش و گرفته لگام عید
دانست کز خدیو اجل شمس دین بود
این فرو این جلالت و این لطف عام عید
لیکن کجاست فر و جمال تو بینظیر
خود کی شوند دلشدگان تو رام عید
تبریز با شراب چنان صدر نامدار
بر تو حرام باشد بیشبهه تو جام عید