چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد
دل میجهد نشانه که دلدار میرسد
این شعر به بیان احساسات انتظار و اشتیاق میپردازد. شاعر با تصاویری زیبا از پرندهها و گلها، حس شوق و امید را به تصویر میکشد. او اشاره میکند که دلها در انتظار وصل معشوق میتپند و به سوی او پرواز میکنند. همچنین، از چهرههای خسته و مفلسی صحبت میشود که در جستجوی خوشحالی و سعادت اند. در نهایت، شعر یادآور این است که در دوران سختی، امید به نور و بهار در دلها وجود دارد، و با توجه به رسیدن خبر خوب، همه چیز میتواند تغییر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد
دل میجهد نشانه که دلدار میرسد
این هدهد از سپاه سلیمان همیپرد
وین بلبل از نواحی گلزار میرسد
جامی بخر به جانی ور زانک مفلسی
بفروش خویش را که خریدار میرسد
آن گوش انتظار خبر نوش میکند
وان چشم اشکبار به دیدار میرسد
آن دل که پاره پاره شد و پارههاش خون
آن پاره پاره رفته به یک بار میرسد
قد چو چنگ را که دلش تار تار شد
نک زخمه نشاط به هر تار میرسد
آن خارخار باغ و تقاضاش رد نشد
گلهای خوش عذار سوی خار میرسد
آن زینهار گفتن عاشق تهی نبود
اینک سپاه وصل به زنهار میرسد
نک طوطیان عشق گشادند پر و بال
کز سوی مصر قند به قنطار میرسد
شهر ایمنست جمله دزدان گریختند
از بیم آنک شحنه قهار میرسد
چندین هزار جعفر طرار شب گریخت
کآمد خبر که جعفر طیار میرسد
فاش و صریح گو که صفات بشر گریخت
زیرا صفات خالق جبار میرسد
ای مفلسان باغ خزان راهتان بزد
سلطان نوبهار به ایثار میرسد
در خامشیست تابش خورشید بیحجاب
خاموش کاین حجاب ز گفتار میرسد