چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
در این شعر به زیبایی و جذابیت چشمهای معشوق اشاره شده است که بگونهای خاص تأثیرگذار و مسحورکنندهاند. شاعر تأکید میکند که این چشمها همچون چشمان مسیح میتوانند به دیگران روشنایی و بصیرت ببخشند. در عین حال، شخصی به آسمان اشاره میکند و میپرسد که آیا چنین چشمی در آسمان وجود دارد، که آسمان پاسخ میدهد که یادش نمیآید. در پایان، شاعر به معشوق توصیه میکند که اگر درک و وحدتی وجود دارد، بهتر است دیگر سخن نگوید و فقط به چشمانش نگاهی بیندازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم
زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد
وان جمله چشمها شده حیران چشم او
کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد
گفتم به آسمان که چنین ماه دیدهای
سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا
دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد