عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
هر مردهای ز گوری برجست و پیشش آمد
این شعر به مناسبت عید و ظهور شادی و خوشحالی را توصیف میکند. شاعر به زیبایی از بازگشت زندگی و تجدید حیات سخن میگوید و ارتباط آن را با الهامات معنوی و عشق عمیق به یار بیان میکند. در این متن، به جلوهها و نشانههای زیبایی و نور اشاره میشود که در عید و بهار خود را نشان میدهند. شاعر، با نمادهایی چون شهد، شکر، و نغمههای فرشتگان، حس و حالی از خلوص و سرور را به تصویر میکشد و تأکید میکند که برای درک آن، دل باید پاک و شفاف باشد. در نهایت، به اهمیت سکوت و گوش سپردن به نغمههای آسمانی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
هر مردهای ز گوری برجست و پیشش آمد
دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد
جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد
جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش
مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد
خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد
کب از جوار آتش همطبع آتش آمد
جان و دل فرشته جفت هوای حق شد
گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد
نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان
بی نقش و بیجهات این شش سو منقش آمد
آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی
بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد
ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت
ز استون رحمت او دولت منعش آمد
ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش
وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد
خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی
کان آسمان برون این پنج و این شش آمد