هر کجا بوی خدا میآید
خلق بین بیسر و پا میآید
این شعر به توصیف فضای معنوی و حسی میپردازد که در آن بوی خدا و حضور او احساس میشود. شاعر اشاره میکند که همه روانها و جانها به او تشنهاند و در انتظار وصال و لقای او هستند. انسانها در دستههای مختلف، از مسلمان و یهودی گرفته تا مسیحی، همه با صدای دعا و ندا به سوی او میشتابند. همچنین شاعر تاکید میکند که باید گوشها و چشمهای خود را از آلودگی پاک کنیم تا بتوانیم صدای ندا و جمال الهی را بشنویم و مشاهده کنیم. در نهایت، حضور خداوند را شبیه به کاروانی میداند که از سرزمین شکر به سوی ما میآید و این نویدبخش شادی و آرامش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر کجا بوی خدا میآید
خلق بین بیسر و پا میآید
زانک جانها همه تشنهست به وی
تشنه را بانگ سقا میآید
شیرخوار کرمند و نگران
تا که مادر ز کجا میآید
در فراقند و همه منتظرند
کز کجا وصل و لقا میآید
از مسلمان و جهود و ترسا
هر سحر بانگ دعا میآید
خنک آن هوش که در گوش دلش
ز آسمان بانگ صلا میآید
گوش خود را ز جفا پاک کنید
زانک بانگی ز سما میآید
گوش آلوده ننوشد آن بانگ
هر سزایی به سزا میآید
چشم آلوده مکن از خد و خال
کان شهنشاه بقا میآید
ور شد آلوده به اشکش میشوی
زانک از آن اشک دوا میآید
کاروان شکر از مصر رسید
شرفه گام و درا میآید
هین خمش کز پی باقی غزل
شاه گوینده ما میآید