گل خندان که نخندد چه کند
علم از مشک نبندد چه کند
این شعر به توصیف احاسس و وضعیتهایی میپردازد که در آنها زیبایی و عشق وجود دارد، اما نمیتوانند به درستی ابراز شوند یا عملی انجام دهند. شاعر به مفهوماتی از جمله خنده گل، تابش آفتاب، و بوی خوش اشاره میکند و نشان میدهد که حتی وقتی زیبایی یا شادی وجود دارد، ممکن است به دلایلی نتوانند خود را نشان دهند یا عکسالعملی از خود بروز دهند. بهعبارت دیگر، در زندگی و روابط انسانها، احساسات و زیباییها ممکن است دچار محدودیتهایی شوند که نمیتوانند بهراحتی ابراز شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گل خندان که نخندد چه کند
علم از مشک نبندد چه کند
نار خندان که دهان بگشادست
چونک در پوست نگنجد چه کند
مه تابان به جز از خوبی و ناز
چه نماید چه پسندد چه کند
آفتاب ار ندهد تابش و نور
پس بدین نادره گنبد چه کند
سایه چون طلعت خورشید بدید
نکند سجده نخنبد چه کند
عاشق از بوی خوش پیرهنت
پیرهن را ندراند چه کند
تن مرده که بر او برگذری
نشود زنده نجنبد چه کند
دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ
نخروشد نترنگد چه کند
شیر حق شاه صلاح الدینست
نکند صید و نغرد چه کند