مرگ ما هست عروسی ابد
سِر آن چیست هو الله احد
این شعر اشاره دارد به مفهوم مرگ و زندگی در نگاه عرفانی. شاعر بیان میکند که مرگ در واقع عروسی ابدی است و حقیقتی فراتر از زندگی مادی را به تصویر میکشد. او به نور الهی اشاره میکند و میگوید که هر کسی که به نور خداوند متصل است، مرگ را کمکی برای ادامه زندگی در روح خود میداند. شاعر بر این باور است که نباید درباره افرادی که از دنیا رفتهاند قضاوت کرد، زیرا آنها به مقاماتی فراتر از خوب و بد رسیدهاند. او در مورد دیدن حقیقت الهی صحبت میکند و میگوید که دیدن نور خداوند، نوری است باقی و فانی بر خلاف نورهای مادی. در نهایت، شاعر به روشنایی و کمال میپردازد و تأکید میکند که تنها با دیدن و درک این نور میتوان به درک درست از زندگی و مرگ رسید. در این سفر عشق و جستجوی خداوند، انسان باید از دامهای مادیات دوری کند و به سوی نور ابدی روی آورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرگ ما هست عروسی ابد
سِر آن چیست هو الله احد
شمس تفریق شد از روزنهها
بسته شد روزنهها رفت عدد
آن عددها که در انگور بود
نیست در شیره کز انگور چکد
هر کی زندهست به نورالله
مرگ این روح مر او راست مدد
بد مگو نیک مگو ایشان را
که گذشتند ز نیکو و ز بد
دیده در حق نه و نادیده مگو
تا که در دیده دگر دیده نهد
دیده دیده بود آن دیده
هیچ غیبی و سِری زو نجهد
نظرش چونک به نورالله است
بر چنان نور چه پوشیده شود
نورها گرچه همه نور حقند
تو مخوان آن همه را نور صمد
نور باقیست که آن نور خدا است
نور فانی صفت جسم و جسد
نور ناریست در این دیده خلق
مگر آن را که حقش سرمه کشد
نار او نور شد از بهر خلیل
چشم خر شد به صفت چشم خرد
ای خدایی که عطایت دیدست
مرغ دیده به هوای تو پرد
قطب این که فلک افلاکست
در پی جستن تو بست رصد
یا ز دیدار تو دید آر او را
یا بدین عیب مکن او را رد
دیده تر دار تو جان را هر دم
نگهش دار ز دام قد و خد
دیده در خواب ز تو بیداری
این چنین خواب کمالست و رشد
لیک در خواب نیابد تعبیر
تو ز خوابش به جهان رغم حسد
ور نه میکوشد و بر میجوشد
ز آتش عشق احد تا به لحد