شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشاق روی ماه شد
شعر به تصویر کشیدن شب و خلوتی میپردازد که در آن عشق و زیبایی نمایان میشود. در این فضا، مهپرستان به تماشای ماه مشغولند و احوالات روحانی در حال پیشرفت است. با ورود خواب، تفاوت "من" و "ما" از بین میرود و در این میان، شمس تبریزی به عنوان یک شخصیت معنوی ظاهر میشود که باعث میشود اهل معنی به اختصار و دقت سخن بگویند. در کل، شعر به گرفتن لحظات ویژه و تحولی درونی در وجود انسانها اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشاق روی ماه شد
مه پرستان ماه خندیدن گرفت
شب روان خیزید وقت راه شد
خواب آمد ما و منها لا شدند
وقت آن بیخواب الاالله شد
مغزها آمیخته با کاه تن
تن بخفت و دانهها بیکاه شد
هندوان خرگاه تن را روفتند
ترک خلوت دید و در خرگاه شد
گفت و گوهای جهان را آب برد
وقت گفتن های شاهنشاه شد
شمس تبریزی چو آمد در میان
اهل معنی را سخن کوتاه شد