صاف جانها سوی گردون میرود
درد جانها سوی هامون میرود
این شعر به توصیف سفر جانها به سمت مقامات بالاتر و سرنوشتهای متفاوت آنها میپردازد. جانهای پاک و خالص به آسمان و مقامهای عالی میروند، در حالی که جانهای پست و دون به قعر زمین و دنیاهای ناچیز میگرایند. شاعر تأکید میکند که جانها هر کدام بر اساس خواستهها و سرنوشتشان مسیرهای متفاوتی را طی میکنند. همچنین اشارههایی به تنوع و تضاد در مسیر این جانها و تأثیرات محیطی و انتخابهای شخصی در سرنوشت آنها دیده میشود. در نهایت، شعر دعوت به تفکر در مورد وضعیت خود و سایر جانها دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صاف جانها سوی گردون میرود
درد جانها سوی هامون میرود
چشم دل بگشا و در جانها نگر
چون بیامد چون شد و چون میرود
جامه برکش چونک در راهی روی
چون همه ره خاک با خون میرود
لاله خون آلود میروید ز خاک
گرچه با دامان گلگون میرود
جان چو شد در زیر خاکم جا کنید
خاک در خانه چو خاتون میرود
جان عرشی سوی عیسی میرود
جان فرعونی به قارون میرود
سوی آن دل جان من پر میزند
کو لطیف و شاد و موزون میرود
زانک آن جان دون حق چیزی نخواست
وین دگر جان سوی مادون میرود