غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

۲

دود و بویی می‌رسد از عرش غیب

ای نهانان سوی بوی آن پرید

۳

هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند

دود بویش می‌کند آن را سپید

۴

ما ز گردون سوی مادون آمدیم

باز ما را سوی گردون برکشید

۵

همچو مریم سوی خرمابن رویم

زانک خرمایی ندارد شاخ بید

۶

بس کن و از حرف در معنی گریز

چند معنی را ز حرفی می‌مزید

۷

این مزیدن طفل بی‌دندان کند

گر شما مردید نان را خود گزید

بازگشت به سروده‌های مولانا