برنشین ای عزم و منشین ای امید
کز رسولانش پیاپی شد نوید
این متن بیانگر دعوت به امید و عزم است. شاعر از شنیدن نوید رسالتها خبر میدهد و به بوی خوشی اشاره میکند که از عالم غیب به مشام میرسد. او تأکید میکند که هر چه غفلت و پنهانی در زندگی ما وجود دارد، با بوی آن نورانی و سپید میشود. انسانها از عالم بالا به زمین آمدهاند و حالا باید دوباره به سمت آسمان برگردند. شاعر مطرح میکند که باید از الفاظ و حرفها فراتر برویم و به معنی عمیقتر آنها بپردازیم. مانند طفل بیدندان که ناتوان از خوردن نان است، اگر انسان از معنا غافل بماند، به چیزهای واقعی دست نخواهد یافت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برنشین ای عزم و منشین ای امید
کز رسولانش پیاپی شد نوید
دود و بویی میرسد از عرش غیب
ای نهانان سوی بوی آن پرید
هر چه غفلت کور و پنهان میکند
دود بویش میکند آن را سپید
ما ز گردون سوی مادون آمدیم
باز ما را سوی گردون برکشید
همچو مریم سوی خرمابن رویم
زانک خرمایی ندارد شاخ بید
بس کن و از حرف در معنی گریز
چند معنی را ز حرفی میمزید
این مزیدن طفل بیدندان کند
گر شما مردید نان را خود گزید