هر چه آن خسرو کند شیرین کند
چون درخت تین که جمله تین کند
این اشعار به تمجید از یک شخصیت است که تأثیر شگرفی بر دیگران دارد. او همچون درختی است که میوههای خوشمزه تولید میکند و با کردار و گفتارش، جانها را زنده میکند و به دیگران زندگی و معنا میبخشد. شاعر از قدرت و تأثیر او در جهان سخن میگوید و اینکه او میتواند حتی نامش در پایینترین جاها هم باعث نجات و تعالی شود. همچنین، او به افرادی که در عشق او هستند، نور و سعادت میدهد و حتی خارها را به گلهای زیبا تبدیل میکند. در نهایت، شاعر به راز دعا و نیایش اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی نمیتواند مهر و محبت آن شخصیت را پنهان کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر چه آن خسرو کند شیرین کند
چون درخت تین که جمله تین کند
هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد
همچو شیر و شهدشان کابین کند
با دم او میرود عین الحیات
مرده جان یابد چو او تلقین کند
مرغ جانها با قفسها برپرند
چونک بنده پروری آیین کند
عالمی بخشد به هر بنده جدا
کیست کو اندر دو عالم این کند
گر به قعر چاه نام او بری
قعر چه را صدر علیین کند
من بر آنم که شکرریزی کنم
از شکر گر قسم من تعیین کند
کافری گر لاف عشق او زند
کفر او را جمله نور دین کند
خار عالم در ره عاشق نهاد
تا که جمله خار را نسرین کند
تو نمیدانی که هر که مرغ اوست
از سعادت بیضهها زرین کند
بس کنم زین پس نهان گویم دعا
کی نهان ماند چو شه آمین کند