بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما باز کرد
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و درد دل شاعر نسبت به یاری است که از او دور شده و به دیگری توجه کرده است. شاعر با ناراحتی از بیوفایی و ناخوشایندی یار سخن میگوید و به غم و افسردگی خود اشاره میکند. او از دلش میخواهد که صبوری کند، زیرا یار به او بیمحلی کرده و به طرف دیگری رفته است. در پایان، شاعر به وضوح نشان میدهد که دلبرش با زیبایی و نازش قلب او را تسخیر کرده و زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما باز کرد
مکرهای دشمنان در گوش کرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد
هر دم از جورش دل آرد نو خبر
غم دل ترسنده را غماز کرد
رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
یک بهانه جست و دست انکاز کرد
ای دریغا راز ما با همدگر
کو دگر کس را چنین همراز کرد
ای دل از سر صبر را آغاز کن
زانک دلبر جور را آغاز کرد
عقل گوید کاین بداندیشی مکن
او از آن ماست بر ما ناز کرد
میدهد چون مه صلاح الدین ضیا
کارغنون را زهره جان ساز کرد