عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
در این شعر، شاعر پس از پایان عید به توصیف حال و روز مردم میپردازد. او بیان میکند که مردم از شادی و شگفتی ناشی از زیبایی و خمار نرگس محبوبش متاثر شدهاند. اما با وجود اینکه دست و پای بسیاری از آنها به دلیل عشق و اشتیاق زودگذر، شکسته و ناتوان شده است، همه به نوعی شبیه جعفر طیار، شخصیت افسانهای و پرتوان، احساس میکنند. همچنین، شاعر به تضاد بین دنیای مادی و معنوی اشاره دارد و میپرسد که اهل دینار (پول) کجا هستند و آیا آنان به دیدار عشق واقعی و معنوی دست یافتهاند. به رغم ارزشمند شدن پول، انسانها همچنان در جستجوی محبت و دیدار معشوق هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست
پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
اهل دینار کجا امت دیدار کجا
گرچه دینار بشد لایق دیدار شدند