ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود
این اشعار بیانگر عمق و زیبایی عشق هستند. در بیتهای اول، شاعر تأکید میکند که خود را به خاطر عشق، شرمسار نمیداند و جنگ و دعوا برای او بیمعناست. عشق را به عنوان چاشنی زندگی و لذتهای آن میداند که بدون رنگ و شکل نیست. همچنین عشق را به درختی تشبیه میکند که از دریا برمیخیزد و این نشاندهندهی عمق و وسعت احساسات است. شاعر به مخاطب میگوید که باید به دل دریا برود و از ترس نهنگها رها باشد. در نهایت، عشق به عنوان آینهای معرفی میشود که تصویر دو جهان را نشان میدهد و به زیبایی و بزرگمنشی اشاره دارد. به طور کلی، این شعر به بیان اهمیت و زیبایی عشق و آزادی در ابراز احساسات به شیوهای هنری میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
با دل مرده دلان حاجت جنگی نبود
عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است
چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود
عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل
جای دریا و گهر سینه تنگی نبود
ساحل نفس رها کن به تک دریا رو
کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود
صورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشق
بنماید چو که بر آینه زنگی نبود
کار روبه نبود عشق که هر روبه را
حمله شیر نر و کبر پلنگی نبود