ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند
این شعر درباره پرستش خداوند و درخواست از او برای برآورده کردن حاجات و نیازهای بندگان است. شاعر از خداوند میخواهد که به بندگانش توجه کند و آرزوهایشان را برآورده سازد. او تأکید میکند که انسانها باید جان و دلشان را به خدا بسپارند و از شربت معنوی و الهی بهرهمند شوند. همچنین اشاره میکند که در زمان سختی و دوری از والدین، خداوند میتواند پدر و مادر روحانی بدهد و در نهایت بر لزوم تمرکز بر معنویت و پاکی جان تأکید دارد. این متن به دنبال ترغیب به ترک مظاهر زودگذر و به دست آوردن نعمتهای واقعی الهی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند
جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند
جان باقی خوش شاد معطر گیرند
بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود
پای در راه تو بنهند و کم سر گیرند
ترک این شرب بگویند در این روزی چند
عوض شرب فنا شربت کوثر گیرند
چون ستاره شب تاریک پی مه گردند
چو مه چارده رخسار منور گیرند
گر بمانند یتیم از پدر و مادر خاک
پدر و مادر روحانی دیگر گیرند
چون ببینند که تن لقمه گورست یقین
جان و دل زفت کنند و تن لاغر گیرند
بس کن این لکلک گفتار رها کن پس از این
تا سخنها همه از جان مطهر گیرند