چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد
این شعر به موضوعاتی چون سفر، جدایی، و امید اشاره دارد. شاعر به کاروانی اشاره میکند که در حال حرکت است و به مسافران میگوید که نباید به دیگران نگاه کنند، چرا که راه به سمت آسمان و یک هدف بزرگ است. او به دل انسانها اشاره میکند که باید خوشحال باشند و نگرش به زندگی را تغییر دهند. در نهایت، شاعر به اهمیت اعتماد و خوشبینی در روابط انسانی اشاره میکند و میگوید باید به مهربانی دیگران اعتماد داشته باشند و از غمها فاصله بگیرند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد
ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بیمر
پی روز همچو سایه به طریق آسمان شد
نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی
دل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد
همه روز لعب کردی غم خانه خود نخوردی
سوی خانه باید اکنون دژم و کشان کشان شد
تو بخند خنده اولی که روان شوی به مولی
کرمش روا ندارد به کریم بدگمان شد