علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
در این متن، شاعر به بیان مفهومهای معنوی و اخلاقی میپردازد. او با استفاده از تشبیهات و تصاویری از طبیعت به بررسی نتیجه اعمال انسانها و تأثیرات آنها بر زندگی میپردازد. بهار نماد تازگی و زندگی است که به همه درختان و گیاهان فرصتی برای شکوفایی میدهد، اما انسانها باید مراقب باشند که از این فرصت درست استفاده کنند. همچنین، هر انسان باید به جایگاه واقعی خود در دنیا و در مقابل خداوند توجه کند. شاعر یادآور میشود که بخشی از زندگی انسان وابسته به نیت و اعمال اوست و در نهایت، به نیکی یا بدی او ختم میشود. اهمیت یادآوری سوءرفتارها و جفاهایی که در روابط انسانی وجود دارد، به عنوان یک عامل مهم در زندگی اجتماعی و فردی نیز به تصویر کشیده شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه
علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود
هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی
هر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود
ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار
هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود
از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود
کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود
وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار
تا یکی را خود از آنها دولتی باشد شود
نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند
لیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود
هر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاق
در دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود
از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا
زانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود