فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
چشم تو مخمور باد و جان ما خمار باد
در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و جذابیت ساقی و تاثیر آن بر میگساران میپردازد. او از عشق و بیخودی ناشی از آن صحبت میکند و احساساتی مانند خمار بودن و مجروح شدن را به تصویر میکشد. شعر به تصویرگرای از عشق و نوشیدن میپردازد و بر ارتباط عمیق بین عشق و حالت روحی انسانها تأکید دارد. در نهایت، شاعر به سرشار بودن از جلوههای عشق و رازهای نهفته اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
چشم تو مخمور باد و جان ما خمار باد
ای ز نوشانوش بزمت هوشها بیهوش باد
وی ز جوشاجوش عشقت عقل بیدستار باد
چون زنان مصر جان را دست و دل مجروح باد
یوسف مصری همیشه شورش بازار باد
ساقیا از دست تو بس دستها از دست شد
مست تو از دست تو پیوسته برخوردار باد
مغز ما پرباد باد و مشک ما پرآب باد
باد ما را و آب ما را عشق پذرفتار باد
شاه خوبان میر ما و عشق گیراگیر ما
جان دولت یار ما و بخت و دولت یار باد
سرکشیم و سرخوشیم و یک دگر را میکشیم
این وجود ما همیشه جاذب اسرار باد