عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
این شعر دربارهٔ پیچیدگیهای عشق و تأثیراتی است که بر فرد عاشق دارد. عشق باعث میشود که عاشق نسبت به دیگران احساس غیرت کند و درنتیجه، نسبت به روابط خود دچار چالشهایی شود. شاعر اشاره میکند که عشق میتواند او را از دیگران دور کند و او را به تفکر عمیقتری دربارهٔ ذات عشق وریدن از قید ظواهر و مادیات وادارد. عاشق باید با تلخیها و چالشها مواجه شود تا به شیرینیهای عشق دست یابد. در نهایت، عشق به عنوان نیرویی عمیق و مست کننده از جدا شدن و درک عمیقتری از وجود خود و جهان پیرامون یاد میکند. در اینجا، نام شمس تبریزی نیز به عنوان منبعی از الهام و مستی ذکر شده است که عاشق را به سوی درک بالاتری از عشق رهنمون میسازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
کانک شاید خلق را آن کس نشاید عشق را
زانک جان روسپی باشد که او صد شو کند
چون نشاید دیگران را تا همه ردش کنند
شاه عشقش بعد از آن با خویش همزانو کند
زانک خلقش چون براند خو ز خلقان واکند
باطن و ظاهر همه با عشق خوش خو خو کند
جان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشد
دل به مهر هر کسی دزدیده رو هر سو کند
چون ببیند عشق گوید زلف من سایه فکند
وانگهی عاشق در این دم مشک و عنبر بو کند
مشک و عنبر را کنم من خصم آن مغز و دماغ
تا که عاشق از ضرورت ترک این هر دو کند
گرچه هم بر یاد ما بو کرد عاشق مشک را
نوطلب باشد که همچون طفلکان کوکو کند
چونک از طفلی برون شد چشم دانش برگشاد
بر لب جو کی دوادو بر نشان جو کند
عاشق نوکار باشی تلخ گیر و تلخ نوش
تا تو را شیرین ز شهد خسروی دارو کند
تا بود کز شمس تبریزی بیابی مستیی
از ورای هر دو عالم کان تو را بیتو کند