نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد
گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد
این شعر درباره عشق و زیبایی خاص شخصی است که تأثیر عمیقی بر جهان دارد. شاعر از مرگ و زندگی صحبت میکند و بیان میکند که یاد و جمال این شخص باعث زنده شدن دیگران میشود. او به محبوبی اشاره میکند که زیباییاش موجب میشود دیگر زیباییهای جهان در مقابل او کمرنگ شوند. آب حیات از زیر تختش میریزد و هرکسی که از آن بنوشد، جاودانه میشود. همچنین اشارهای به تأثیر او بر طبیعت و عشقآور بودنش دارد. در نهایت، شاعر به شخصیت شمس تبریزی میپردازد و بیان میکند که او به شدت بر افکار و دنیای عاشقان تأثیر گذاشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد
گریههای جمله عالم در وصالش خنده شد
یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود
حسنهای جمله عالم حُسن او را بنده شد
جمله آب زندگانی زیر تختش میرود
هر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
یک شبی خورشید پایهٔ تخت او را بوسه داد
لاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
زندگیِ عاشقانش جمله در افکندگیست
خاک طامع بهر این در زیر پا افکنده شد
آهوان را بوی مشک از طرهاش بر ناف زد
تا مشام شیر صید مرجها غرنده شد
بال و پر وهم عاشق زآتش دل چون بسوخت
همچو خورشید و قمر بیبال و پر پرنده شد
ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت
برگذشت از نه فلک بر لامکان باشنده شد