ای اهل صبوح در چه کارید
شب میگذرد روا مدارید
این شعر درباره زیبایی و لذت شب و انتظار ناشی از رسیدن معشوق است. شاعر از افرادی که در شب بیدارند دعوت میکند تا از زیباییهای شب و شراب لذت ببرند و به جای نگرانی و کسالت، به شادی و شگفتی بپردازند. او همچنین اشاره میکند که شب به زودی به پایان میرسد و باید از لحظات استفاده کرد. انتظار برای آمدن معشوق و زیبایی او در این شب خاص، پیام اصلی شعر است. شاعر از شمس دین تبریز نیز یاد میکند که آگاهی از انتظار عاشقان دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای اهل صبوح در چه کارید
شب میگذرد روا مدارید
ماننده آفتاب رخشان
از جام صبوح سر برآرید
ای شب شمران اگر شمارست
باری شب زلف او شمارید
زخمی که زدهست وانمایید
گر پنجهٔ شیر را شکارید
در خواب شوید ای ملولان
وین خلوت را به ما سپارید
میآید آن نگار امشب
چون منتظران آن نگارید
زان روی که شمس دین تبریز
داند که شما در انتظارید