غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن شعله نور می‌خرامد

وان فتنه حور می‌خرامد

۲

شب جامه سپید کرد زیرا

کان ماه ز دور می‌خرامد

۳

مستان شبانه را بشارت

ساقی به سحور می‌خرامد

۴

جان را به مثال عود سوزیم

کان کان بلور می‌خرامد

۵

آن فتنه نگر که بار دیگر

با صد شر و شور می‌خرامد

۶

آن دشمن صبرهای عاشق

در خون صبور می‌خرامد

۷

جانم به فدای آن سلیمان

کو جانب مور می‌خرامد

۸

جز چهره عاشقان مبینید

کان شاه غیور می‌خرامد

۹

در قالب خلق شمس تبریز

چون نفخه صور می‌خرامد

بازگشت به سروده‌های مولانا