آن خواجه خوش لقا چه دارد
بازار مرا بها چه دارد
این شعر درباره جذبه و زیباییهای معنوی و عرفانی است که انسان میتواند در جستجوی آنها باشد. شاعر از زیبایی یک معشوق صحبت میکند و به بررسی ارزشها و لذتهای مختلف میپردازد. او به ما میگوید که نباید فریب زیباییهای ظاهری را بخوریم و باید به عمق وجود و حقیقت توجه کنیم. همچنین به اهمیت شناخت خدا و رحمتهای او اشاره میکند و در نهایت به حالاتی چون مستی و فراغت در نزدیکی خداوند میپردازد. به طور کلی، شاعر در جستجوی معنای عمیقتری از زندگی و عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن خواجه خوش لقا چه دارد
بازار مرا بها چه دارد
او عشوه دهد از او تو مشنو
رختش بطلب که تا چه دارد
نقدش برکش ببین که چندست
در نقد دگر دغا چه دارد
گر دست و ترازوی نداری
تا برکشی کز صفا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
شاد آن که بجست جان خود را
کز حالت مرتضا چه دارد
در خویش ز اولیا چه بیند
وز لذت انبیا چه دارد
گفتم به قلندری که بنگر
کان چرخ که شد دوتا چه دارد
گفتا که فراغتیست ما را
کو خود چه کس است یا چه دارد
مستم ز خدا و سخت مستم
سبحان الله خدا چه دارد
از رحمت شمس دین تبریز
هر سینه جدا جدا چه دارد