آن خواجه خوش لقا چه دارد
آیینهاش از صفا چه دارد
این شعر درباره ویژگیهای خاص و درخشش شخصیتی به نام "خواجه" است. شاعر از زیباییها و صفای وجود او میگوید و از مخاطب میخواهد تا در دنیای او بیشتر غور کند و به رازهای پنهان او پی ببرد. با اشاره به گلها و عطرها، شاعر از جذابیتهای ظاهری و باطنی این شخصیت سخن میگوید. همچنین، او به اهمیت انبیا و پیامبران در تاریخ اشاره کرده و از خواننده میخواهد تا به جستجوی واقعیات عمیقتر بپردازد. بالاخره، شاعر تأکید میکند که چیزهای ظاهری نمیتوانند نشاندهنده ماهیت واقعی باشند و باید به مفهوم عمیقتری توجه کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن خواجه خوش لقا چه دارد
آیینهاش از صفا چه دارد
هان تا نروی تو در جوالش
رختش بطلب که تا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
در گلشن ذوق او فرورو
کز نرگس و لالهها چه دارد
هر چند کز انبیا بلافید
از گوهر انبیا چه دارد
گرچه صلوات میفرستند
از صفوت مصطفی چه دارد
یا سایه خود بر او مینداز
کو خود چه کس است یا چه دارد
در ساقی خویش چنگ درزن
مندیش که آن سه تا چه دارد
عمری پی زید و عمرو بودی
زین پس بنگر خدا چه دارد
از سرمجموع اصل مگذر
کاین اصل جدا جدا چه دارد
این کاه سخن دگر مپیما
بندیش که کهربا چه دارد