دل با دل دوست در حنین باشد
گویای خموش همچنین باشد
این شعر درباره ارتباط عمیق و ناگفته بین دلها و احساسات انسانهاست. شاعر میگوید که دل انسانها میتواند بدون کلمات با یکدیگر ارتباط برقرار کند و گاهی اوقات سکوتی عمیقتر از سخن گفته میشود. او اشاره میکند که درونیترین احساسات و آتش عشق میتواند به شکل گل و سبز شدن باغ زندگی انسانها نمایان شود. با وجود اینکه در دل آتشین است، beauty و زیبایی نیز در آن نهفته است. شاعر به اهمیت روح و عقل در زندگی اشاره کرده و میگوید که در دنیای عشق، تفاوتهایی چون کفر و دین مفهوم ندارد و همه چیز به ارتباط دلها بستگی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل با دل دوست در حنین باشد
گویای خموش همچنین باشد
گویم سخن و زبان نجنبانم
چون گوش حسود در کمین باشد
دانم که زبان و گوش غمازند
با دل گویم که دل امین باشد
صد شعلهٔ آتش است در دیده
از نکته دل که آتشین باشد
خود طرفهتر این که در دل آتش
چندین گل و سرو و یاسمین باشد
زان آتش باغ سبزتر گردد
تا آتش و آب همنشین باشد
ای روح مقیم مرغزاری تو
کان جا دل و عقل دانه چین باشد
آن سوی که کفر و دین نمیگنجد
کی ما و من فلان دین باشد