ز رویت دسته گل میتوان کرد
ز زلفت شاخ سنبل میتوان کرد
این شعر به زیباییهای عشق و ارتباط عمیق عاشق و معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا بیان میکند که چگونه از زیباییهای معشوق میتوان هنر و عشق خلق کرد. او به عناصر طبیعت و نمادهایی چون گل، سنبل، اشک و زلف اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند از هر چیزی جلوهگری کند. همچنین، شاعر به مفهوم وحدت در عشق اشاره دارد و میگوید که حتی یک قطره نیز میتواند بخشی از دریا باشد. در نهایت، او به سکوت و بیگفتار بودن در عشق تأکید میکند که این سکوت نیز میتواند سرشار از معانی و احساسات باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز رویت دسته گل میتوان کرد
ز زلفت شاخ سنبل میتوان کرد
ز قد پرخم من در ره عشق
بر آب چشم من پل میتوان کرد
ز اشک خون همچون اطلس من
براق عشق را جل میتوان کرد
ز هر حلقه از آن زلفین پربند
پر گردن کشان غل میتوان کرد
تو دریایی و من یک قطره ای جان
ولیکن جزو را کل میتوان کرد
دلم صدپاره شد هر پاره نالان
که از هر پاره بلبل میتوان کرد
تو قاف قندی و من لام لب تلخ
ز قاف و لام ما قل میتوان کرد
مرا همشیره است اندیشه تو
از این شیره بسی مل میتوان کرد
رهی دورست و جان من پیاده
ولی دل را چو دلدل میتوان کرد
خمش کن زان که بیگفت زبانی
جهان پربانگ و غلغل میتوان کرد