کسی که غیر این سوداش نبود
ز ذوق ماش یاد ماش نبود
این شعر به بیان ویژگیهای انسانی و زیباییها و نقصهای آنها میپردازد. شاعر اشاره میکند که کسی که از ذات خود دور شده باشد، نمیتواند به خوشی و لذت واقعی دست یابد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که آینه، هر کس را به درستی نشان میدهد چرا که خودِ فرد در آن منعکس میشود. در نهایت، شاعر میگوید که انسانها باید به دنبال زیبایی و کمال باشند و از کمنقصیها و زشتیها دوری کنند. آینه به عنوان نمادی از حقیقت، نقصها و زیباییهای انسانها را نشان میدهد و باید تلاش کنیم تا به بهترین شکل خود برسیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی که غیر این سوداش نبود
ز ذوق ماش یاد ماش نبود
مثال گوی در میدان حیرت
دوان باشد، اگر چه پاش نبود
وجودی که نَرست از سایهٔ خوش
پناه سایهٔ عنقاش نبود
نماید آینه سیمای هر کس
ازیرا صورت و سیماش نبود
به روزی صد هزاران عیب و خوبی
بگوید آینه، غوغاش نبود
ندارد آینه با زشت بُغضی
هوای چهرهٔ زیباش نبود
دهانی زین شکر مجروح گردد
که دندانهای شکّر خاش نبود
به پرهای عجب دل بر پریدی
ولیک از دام او پرواش نبود
برو چون مه پی خورشید میکاه
که بیکاهش جمال افزاش نبود