هر آن دلها که بیتو شاد باشد
چو خاشاکی میان باد باشد
این شعر به بیان بیمعنایی شادی و زیبایی در زندگی بدون حضور محبوب میپردازد. شاعر به تشبیههای مختلف اشاره میکند؛ مانند خشک و بیمعنا بودن دلها شبیه به خاشاک، یا مانند مرغی که از اوج خود پایین آمده است. او همچنین به یادآور میشود که چه ارزشی دارد شکل و هیبتهایی که از خود میسازیم، اگر عشق و همراهی واقعی در آن نباشد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر محبوب منکر عشق خود شود، او صبر خواهد داشت تا روزی که حقایق روشن شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر آن دلها که بیتو شاد باشد
چو خاشاکی میان باد باشد
چو مرغ خانگی کز اوج پرد
چو شاگردی که بیاستاد باشد
چه ماند صورتی کز خود تراشی
بدان شاهی که حوری زاد باشد
چه ماند هیبت شمشیر چوبین
به شمشیری که از پولاد باشد
تو عهدی کردهای چون روح بودی
ولیکن کی تو را آن یاد باشد
اگر منکر شوی من صبر دارم
بدان روزی که روز داد باشد