غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چنان کز غم دل دانا گریزد

دو چندان غم ز پیش ما گریزد

۲

مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست

چو ما را دید جا از جا گریزد

۳

بغرد شیر عشق و گله غم

چو صید از شیر در صحرا گریزد

۴

ز نابینا برهنه غم ندارد

ز پیش دیده بینا گریزد

۵

مرا سوداست تا غم را ببینم

ولیکن غم از این سودا گریزد

۶

همه عالم به دست غم زبونند

چو او بیند مرا تنها گریزد

۷

اگر بالا روم پستی گریزد

وگر پستی روم بالا گریزد

۸

خمش باشم بود کاین غم درافتد

غلط خود غم ز ناگویا گریزد

بازگشت به سروده‌های مولانا