پریر آن چهره یارم چه خوش بود
عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
در این شعر، شاعر به یادآوری لحظههای خوش عاشقانه خود میپردازد. او از زیبایی چهره معشوق و ناز و عتابهایش صحبت میکند و تأکید میکند که هرچند جزئیات آن ماجراها را به خاطر ندارد، اما حس خوشایند آن را به یاد دارد. همچنین، شاعر از شادی و لذت و جمعهای خوش در باغ و گلزار سخن میگوید و حتی اگر مست عشق بوده، ولی زیبایی چهره معشوق را با هشیاری میستاید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پریر آن چهره یارم چه خوش بود
عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
به یادم نیست هیچ آن ماجراها
ولیکن زین خبر دارم چه خوش بود
در آن بزم و در آن جمع و در آن عیش
میان باغ و گلزارم چه خوش بود
اگر چه مست جام عشق بودم
رخ معشوق هشیارم چه خوش بود