بیا ای زیرک و بر گول میخند
بیا ای راه دان بر غول میخند
در این شعر، شاعر دعوت میکند تا به مخلوقات و موجودات عالم، مخصوصاً وضعیتی که انسانها در آن قرار دارند، با نگاهی طنزآمیز و خندهآور بنگرند. او به زیرکی و دانایی اشاره میکند و میگوید که در مواجهه با بیدلیلی و مشکلات زندگی، باید به کمبودها و ناکامیها بخندیم. شاعر با ذکر مثالهایی از زندگی، نشان میدهد که انسان باید از شرایط ناامیدکننده بهراحتی عبور کند و به آنها با لبخند بنگرد. در نهایت، این شعر تأکید بر بیاهمیت بودن برخی مسائل و لزوم لبخند زدن در برابر چالشهای زندگی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیا ای زیرک و بر گول میخند
بیا ای راه دان بر غول میخند
چو در سلطان بیعلت رسیدی
هلا بر علت و معلول میخند
اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر
برو بر خاذل و مخذول میخند
چو مرده مردهای را کرد معزول
تو خوش بر عازل و معزول میخند
مثال محتلم پندار عزلش
تو هم بر فاعل و مفعول میخند
یکی در خواب حاصل کرد ملکی
برو بر حاصل و محصول میخند
سؤالی گفت کوری پیش کری
دلا بر سائل و مسول میخند
وگر گوید فروشستم فلان را
هلا بر غاسل و مغسول میخند
چو نقدت دست داد از نقل بس کن
خمش بر ناقل و منقول میخند