گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
بر روی زمین خرقه و زنار نماند
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که اگر حتی یک تار موی او نمایان شود، تمام زرق و برق دنیا تحتالشعاع آن قرار میگیرد. او معتقد است که تنها غم عشق محبوبش برای عاشق باقی میماند و هیچ چیز دیگری اهمیت نخواهد داشت. همچنین، اگر پرده زیبایی چهره او کنار رود، هیچ زیبایی دیگری مانند خورشید و ماه به چشم نخواهد آمد. در خواب، شاعر به سوختهدلها امید میدهد که جز خود او، هیچ کس نمیتواند اسرار عشق را درک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
بر روی زمین خرقه و زنار نماند
آن را که دمی روی نمایی ز دو عالم
آن سوخته را جز غم تو کار نماند
گر برفکنی پرده از آن چهره زیبا
از چهره خورشید و مه آثار نماند
در خواب کنی سوختگان را ز می عشق
تا جز تو کسی محرم اسرار نماند