در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
این شعر دربارهی عشق و زیبایی است که ناگهان به دل عاشقان میافتد. در ابتدا اشاره میشود که زیبایی ماهروانی، دل و چشم عشاق را پر میکند و باعث میشود داستانهای زیبا فراموش شود. در ادامه، از تأثیرات این زیبایی بر زندگی و احساسات عاشقان سخن گفته میشود، مانند چشمههای حیات و بادههای عشق. همچنین توصیف میشود که چگونه زیبایی این معشوق همچون حملهای به قلب عاشقان است و آنها را در غارت عشق و شکر میافکند. در نهایت، اشاره به یاد شمس تبریزی و نور معنوی او میشود که بر دل عاشقان تأثیر میگذارد و نظرش آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن
تا قصه خوبان که بنامند برافتاد
بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید
بس باده کز آن نادره در چشم و سر افتاد
مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید
بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد
ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش
در غارت شکر همه ما را حشر افتاد
خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت
بر لشکر هجران دل ما را ظفر افتاد
گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت
گفتیم کز آن نور به ما این نظر افتاد