نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
وز سوختگان ره گرمی و طلب بیند
شاعر در این شعر به ماههای رجب، شعبان و رمضان اشاره میکند و فضیلتهای هر یک را بیان میکند. او میگوید که ماه رجب به دنبال عذرخواهی و طلب است و در این ماه، گرمی و محبت میتوان یافت. با ورود شعبان، فرصت بخشش و گشایش فراهم میشود و در ماه رمضان، زمان تزکیه و بندگی الهی فرامیرسد. همچنین، شاعر به تمایز بین افراد و حالات مختلف اشاره میکند و تأکید دارد که برای درک عمیق معانی زندگی، باید درونیات خود را اصلاح کرد. در نهایت، او به قضا و تقدیر الهی اشاره میکند و به ضرورت تسلیم و تواضع در برابر آن پرداخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند
وز سوختگان ره گرمی و طلب بیند
گر سجده کنان آید در امن و امان آید
ور بیادبی آرد سیلی و ادب بیند
حکمی که کند یزدان راضی بود و شادان
ور سر کشد از سلطان در حلق کنب بیند
گر درخور عشق آید خرم چو دمشق آید
ور دل ندهد دل را ویران چو حلب بیند
گوید چه سبب باشد آن خرم و این ویران
جان خضری باید تا جان سبب بیند
آمد شعبان عمدا از بهر برات ما
تا روزی و بیروزی از بخشش رب بیند
ماه رمضان آمد آن بند دهان آمد
زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند
آمد قدح روزه بشکست قدحها را
تا منکر این عشرت بیباده طرب بیند
سغراق معانی را بر معده خالی زن
معشوقه خلوت را هم چشم عزب بیند
با غره دولت گو هم بگذرد این نوبت
چون بگذرد این نوبت هم نوبت تب بیند
نوبت بگذار و رو نوبت زن احمد شو
تا برف وجود تو خورشید عرب بیند
خامش کن و کمتر گو بسیار کسی گوید
کو جاه و هوا جوید تا نام و لقب بیند