گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد
در این شعر، شاعر به بررسی وضعیت انسانها در مواجهه با مشکلات و چالشها میپردازد. او میگوید که اگر دیو و پری هم حامی باشند، وقتی حکم خدا برسد، همه چیز به هم میریزد. امیدهایی که داریم، گاهی به آنچه انتظار داریم نمیرسد و حتی غصهها و نگرانیها نیز راه حلی ندارند. اقدامات ما ممکن است بینتیجه باشد و در نهایت، باید بر قوه و قدرت خود تکیه کنیم تا بتوانیم موانع را از سر راه برداریم و به جایگاه بهتر و قویتری برسیم. صحبت از تغییر و تحول در خود و استفاده از تواناییها برای غلبه بر دشواریهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد
چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد
بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت
بر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد
وان غصه که میگویی آن چاره نکردم دی
هر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد
خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا
اندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد
آن چاره همیکردم آن مات نمیآمد
آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد
از مات تو قوتی کن یا قوت شو او را تو
تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد