گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا دارد
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت ماه شبافروز اشاره میکند و میگوید که اگر ماه چهره خود را بپوشاند، دیگر چه فایدهای دارد. او میافزاید که حتی اگر ماه روی خود را بپوشاند و بوی خوشش را ببرد، روح او همچنان انواع مختلف زیباییها را دارد. در ادامه، شاعر به این نکته میپردازد که هرچند غم دشمنی دارد، اما دل دیوانه او همچنان در پی عشق و زیبایی است و سوال میکند که سحر و دام عشق کجا قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا دارد
گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو
از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد
آن مه چو گریزانه آید سپس خانه
لیکن دل دیوانه صد گونه دغا دارد
غم گرچه بود دشمن گوید سر او با من
با مرغ دلم گوید کو دام کجا دارد